الشيخ أبو الفتوح الرازي

234

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

[ كه ذكر ايشان مىكرد ] ( 1 ) ، مىگويند او را ابراهيم . گفتند : به يارى او را بر چشمهاى مردمان تا همانا گواى ( 2 ) بدهند . گفتند : تو كردى اين به خدايان ما اى ابراهيم ؟ گفت : بل ( 3 ) كرد اين ( 4 ) بزرگشان كه اين است بپرسى از ايشان اگر سخنى گويند . باز شدند با خود ، گفتند : شما ، شما بيداد كارى ( 5 ) . آنگاه سر در پيش افگندند ( 6 ) ، دانى ( 7 ) كه اينان سخن نگويند ( 8 ) . گفت : مىپرستى بدون خداى آنچه سود ندارد شما را چيزى و زيان نكند شما را ؟ [ 35 - ر ] بد ( 9 ) باد شما را و آن را كه مىپرستى به جز خداى ، خرد ندارى . گفتند : بسوزى او را و يارى كنى خدايانتان را اگر خواهى كردن . گفتيم : اى آتش باش سرد و ( 10 ) سلامت بر ابراهيم . خواستند با وى كيدى ، كرديم ايشان را زيانكارتر ( 11 ) .

--> ( 1 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : گواهى . ( 3 ) . آط : نه بل ، آب ، آج ، لب ، مش : نه بلكه . ( 4 ) . آب ، مش را . ( 5 ) . آب ، مش : پس شما بيداد كارانيد ، آج ، لب : بيداد گرانيد . ( 6 ) . آب ، مش : پس در پيش افگندند سرها . ( 7 ) . آب ، مش : كه تو دانى چيست به اينها . ( 8 ) . آب ، سخن گويند ، مش : سخن كنند . ( 9 ) . آط : گند . ( 10 ) . آط ، آب ، مش با . ( 11 ) . آب ، مش : زيانكارترين .